|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 16:7 توسط ....
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 14:29 توسط ....
|
|
||
|
|
|
|
|
گاه می اندیشم که کمی دورتر از هر شخصی سایه ی است سخت سیاه و اگر رو به افق پیش روی سایه ات پشت سرت خواهد بود و اگر رو به تظلم باشی سایه رو دررویت همه چیز را پوشد و تو درتاریکی و فقط می بینی خود سنگینت را متکی بر خویشی و اگر برگردی افق اکنون اینجاست روشن و پابرجاست |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 13:54 توسط ....
|
|
||
|
|
|
|
|
کفر و دین در برعُشـّاق نکوکار یکیست کعــبـه و بتـکــده و صُــفــّه و زُنــّـار یکیـست اگــر از دیـدهی تحقیق بـه عــالم نگــری عشق و معشوقه و عاشق، دل و دلدار یکیست مختـلف گرچـه بـُوَد درد مـن و درمانـش خوشدلم زان که طبیبم یک و عطــّار یکیـست (شیخ عطار نیشابوری) |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 16:54 توسط ....
|
|
||
|
|
|
|
|
روزی مردی به نزد دکتر خانوادگی خود رفت و گفت همسرم ناشنوا شده نمی توانم به خودش چیزی بگویم دکتر گفت همین امروز نزد او برو ابتدا از فاصله ی 4 متری حرفی را با او بزن و اگر نشنید یک متر از این فاصله کم کن و بعد یک متر دگر تا جایی که آستانه ی شنیداری او سنجیده شود و نتیجه را به من بگو و مرد چنین کرد ابتدا از فاصله 4متری به همسرش گفت شام چی داریم و چون نشنید یک متر از این فاصله کم کرد و باز حرف خود را تکرار نمود و در آخر وقتی به فاصله ی نیم متری رسید گفت عزیزم پرسیدم شام چی داریم همسرش گفت برای چهارمین بار می گویم خوراک مرغ عزیزم |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 13:49 توسط ....
|
|
||
|
|
|
|
|
معلمی به شیوه ی جدید
آموزش رد شدن از خیابان برای بچه ها: فرزندم قبل از رد شدن از خیابان ابتدا سمت چپ و بعد سمت راست خیابان را نگاه می کنی اگر ماشین نمی آمد آسمان را هم نگاه کن اگر هواپیمایی در حال سقوط نبود بعد می توانی از خیابان براحتی عبورکنی |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 11:18 توسط ....
|
|
||
|
|
|
|
|
چرا ابطحی در دادگاه ویژه ی روحانیون محاکمه نشد ؟؟؟؟ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 11:9 توسط ....
|
|
||
|
|
|
|
|
احترام به زنان و تحولات فرهنگی را در این قرن اینجا بخوانید ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 10:55 توسط ....
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 10:50 توسط ....
|
||
|
|
|
|
|
متن کامل توتم پرستی دکتر شریعتی
قلم توتم من است، امانت روح القدس من است، وديعه مريم پاك من است، صليب مقدس من است. در وفاي او، اسير قيصر نمي شوم، زر خريد يهود نمي شوم، تسليم فريسيان نمي شوم. بگذار بر قامت بلند و راستين قلمم به صليبم كشند، به چهار ميخم بكوبند، تا او كه استوانه حياتم بوده است، صليب مرگم شود، شاهد رسالتم گردد، گواه شهادتم باشد، تا خدا ببيند كه به نامجويي بر قلمم بالا نرفته ام، تا خلق بداند كه به كامجويي بر سفره گوشت حرام توتمم ننشسته ام، تا زر بداند و زور بداند و تزوير بداند، كه امانت خدا را فرعونيان نمي توانند از من گرفت، وديعه عشق را قارونيان نمي توانند از من خريد و يادگار رسالت را بلعميان نمي توانند از من ربود. . . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 23:18 توسط ....
|
|
||
|
|
|
|
|
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 23:8 توسط ....
|
|
||
|
|
|
|
|
ساده بگویم منتظرم که بیایی و می دانم چرا امام صادق (ع) می گوید : هر روز عاشورا و هر زمین کربلاست چون در انتظار آمدن تو و فهم آن است که باز تاریخ تکرار نشده هم تکرار پذیر است و می توان مدعی بود که اگر درکربلا بودیم چه می کردیم کجا مردی که مشایعت تو و حسین می کند دروغ می گوید و تزویر می کند کجا مردی که شیعه ی منتظر است حق را به اسم حق نابود می کند نکند که ما ابن ملجمانی درلباس دیگرباشیم امید دارم که بیایی و جهان را پر از عدل کنی امید دارم که بشناسمت و ببویمت و می دانم آنگاه که حدیث می گفت تو مثل خورشید زیر ابری اگر نبینمت هم نورت و لطفت شامل حالم می شود یعنی چه . می دانم جهان هرگز از منجی خالی نیست و لطف خدا از طریق انسانهای نیک چگونه تابیدن می گیرد بیا و بدان منتظرم بی آنکه بی توان نشسته باشم چشمهایم دلم وجودم به انتظار نشسته است بیا علاج هرچه بی عدالتی |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 11:10 توسط ....
|
|
||
|
|
|
|
|
گفت :لحظه ای درنگ کن
سکوت کرده ام و نمی دانم او در سکوت من جاری است یا من در سکوت او سکوت کردم و ساکن شدم کنار دانایی بگفت تو خود به دنبال علتی و معلولی تو خود بدنبال آکلی و ماکولی اگر چنین است بگرد تا بیابی باز وگر نیافتی بیا و طلب کن تا بگویم راز
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 13:46 توسط ....
|
|
||