تبليغاتX
روزنامه ی دیواری
عمرزاهد همه طی شد به تمنای بهشت / خود ندانست که درترک تمناست بهشت "خیام"
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 10:27  توسط ....  | 

راستی که آنکه با واژه ها خو می گیرد هرگز نمی میرد چون واژه ها اورا در میان می گیرند و او که روزی خالق واژه هاست محصور همین واژه ها خواهد شد تا همواره زنده بماند

در تسلیت نادر ابراهیمی  برای تو که هر عنوانی به تو بیافزایم در واقع  از تو کاسته ام

یک کتاب به نام بار دیگر شهری که دوست داشتم از تو راهزار بارخواندم با مرگ هلیا از آن خو گرفته ام یادم هست اولین بار که این کتاب را خواندم دانش آموز مقطع ابتدائی بودم  حس مرگ برای من همیشه دردناک بود تا اینکه بارها فکر کردم مرگ راه نجات و برون رفت ساده ای است برای دردهایی که برای آنها راهی نمی یابیم .

آرام بخواب که نیک می دانم عاشقانه ی آرامت مرگ آرامی را برایت رقم خواهد زد این بار سلامی نه از روی عادت که از روی ارادت به روح بلند تو ای عزیز از دست رفته جایی از کتابت پرسیدی جای عشق کجاست ؟ و من هزار بار به آن فکر کردم معجزه ای در کار نیست هرکس به اراده ی انسانی خود مرگ را می فهمد مرگ پایان تو نیست چرا که در کتابت نوشته ای " طبیعت یک عاشق کامل واقعی است ، چرا که هرگز خود را تکرار نمی کند "همانگونه که حیات آدمی مثل تو هرگز تکرار نخواهد شد

با تو بودن همیشه پر معناست

بی تو روحم گرفته و تنهاست

با تو یک کاسه آب یک دریاست

بی تو ، دردم به وسعت صحراست

با تو بودن همیشه پر معناست

با تو آسان هزار کار خطیر

با تو ممکن جهاد با تقدیر 

بی تو ، با غم برهنه همچو کویر

با تو بودن همیشه پر معناست

ای تو ، تعریف ناپذیر ترین

بی تو ، من کوچک و حقیر ترینَ

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 9:29  توسط ....  | 

توان شنیدنشو ندارم  نادر ابراهیمی من با نوشته هات زندگی کردن رو یاد گرفتم عشق از هر کلمه ات تراوش می کرد و من چگونه باور کنم مرگ تو بزرگوار را چقدر به تو مدیونم
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 20:12  توسط ....  | 

یا مظلومه ی دو عالم دعوتم کردی تا با تو بیایم 

 در کنار تو و پهلوی تو باشم

آخ مگر می شود پهلوی تو بود

 

 اما  نسوخت 

 اما نشکست

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 10:15  توسط ....  | 

شاگردان خبر نگاریم همیشه می پرسن چطور می شه لید یا ورودی یا هدایت گر یک جوک باشه و من همیشه براشون با مثالهای ملموس جواب می دم تنها شاگردی که وب لاگ منو داره توئی پس خوب گوش کن در گزارش زیر :

می گویند روزی افسرنیروی انتظامی جلوی ماشینی رو سد می کنه و می گه گواهینامه و راننده می گه آخه دادی که می خوای بگیری

توی خیابونهای فردیس کرج چند روز پیش مرکز درگیری نیروی انتظامی و البته نیروی مردمی و بسیج و ستاد امر به معروف و نهی از منکر و خلاصه نمی دونم دیگه چیا بود  با مردمی که به ظاهرشون خیلی توجه کرده بودند ( استنادم بیشتر به شنیده هاست و خواندن تو روزنامه و تعاریف شاهدین ) ظاهرا هر کدوم از این جوونا رو جور خاصی دستگیر می کنند که همون شب یکی از این آقایون با حالتی به طرف دو تا جوون یورش می بره جوون پا می زاره روی گاز و دنده عقب می ره که فرار کنه طرف می پره پشت ماشین که متوقفش کنه جوون که خیلی ترسیده بوده نمی تونه ماشینو کنترل کنه و اون مرد خدا بین ماشین و دیوار له می شه فردای اون روز واویلایی به پا بود تو فردیس شهید امر به معروف رو دست مردم بود و جماعتی شعار می دادند ناهاری تو مسجد برپا بود یکی می گفت خوب شد می خواست تقیه کنه یکی می گفت خدا این بی حجابارو لعنت کنه و من حاج و واج مونده بودم که قاتل که مرده چرا زنها نفرین می شن  و  فکر می کردم چند وقت دیگه فقط می گیم یکی یکیو بکشه خوبه برا روحیمون لازمه  فقط یکی لازمه بمیره از این جناح یا اون یکی فرقی نداره باز هستند عده ای که کف بزننو یا نفرین کنن هنوز با خودم فکر می کنم ما به این جوونا چی دادیم که خودمون رو مجاز می دونیم اونو ازشون پس بگیریم اگر بی حجابی یا مثلا ظاهر خود آراسته ی اوناست که اونم به قیمت چوب و چماغ به دست آوردند چرا کاری کردیم که جنسیت آدما پر رنگ تر از طرز فکرشون باشه  راه مبارزه ی درست چیه و هزاران چرای بی جواب دیگه که خدا کنه تو که دکترای  جامعه شناسیتو گرفتی به من بگی

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 8:30  توسط ....  | 

تو به من آموختی و خود نیاموختی !! ؟ گفتی با تمام وجودت صدایش کن و سپس ایمان بیاور  او بی هیچ دغدغه ای تورا مراقبت خواهد کرد و خواهد رساند  بگو به نام او و پایت را بر آب جاری بگذارو عبور کن ،گفتم  و شد  ، عبور کردم ازروی آب جاری از روی آتش گداخته از تمام  مصائب روزگار بی آنکه بهراسم چون تو مرا آموخته ای و آنگاه که نگاهت به پاهای برهنه ام افتاد که بر آتش گداخته قدم می گذاشت شک کردی ، تردید تورا نفهمیدم ،،،آیا باز به من می آموزی ؟من هنوز ناامید نگشته ام

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 11:38  توسط ....  | 

احساس من عالی است  احساس من عشق و توانمندی است  من فرشته ی زیبای درونم را از اسارت همه ی زنجیرهای بدبینی و منفی نگری و دشمنی ، ناتوانی و ناامیدی آزاد کرده ام واینک کاملا رها هستم تا به هر آنچه که بخواهم برسم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 8:42  توسط ....  |