تبليغاتX
روزنامه ی دیواری
عمرزاهد همه طی شد به تمنای بهشت / خود ندانست که درترک تمناست بهشت "خیام"


نه شب‌پره‌ی بی‌راه وُ
نه اين پاره اَبرِ بی‌پيدا
هيچ کدام نمی‌دانند ... تا ماه غايب است
راه غايب است
پيدا غايب است
رويا نيست
روشنايی نيست.


يک نفر به من گفت:
- تو هم برو!


همين روزها خواهم رفت
و از اين همه ترانه حتی
يک خطِ ساده نيز با خود نخواهم بُرد
تو هم عاقل باش
هرگز شکستنِ آينه را
برای هر خشتِ خامی نگو!


من از گوشزدِ اين همه زندگی
فقط يک روزنه مهتابِ ساده‌ام بس بود
تا تمام کلماتِ خسته را
دوباره از ترسِ کوچه‌ی پُرگو
به خانه بياورم.


حالا ... هی شب‌پره‌ی بی‌راه!
پاره‌اَبرِ بی‌پيدا ...!
من هم شبيهِ شما
دنبالِ جايی برای فراموشیِ بی‌بازگشتِ گريه می‌گردم.


اصلا بگذارش به اَمانِ اسمِ کسی
که با کلماتِ متواریِ ما
روزی از بغضِ باد وُ
هق‌هقِ ناشنيده‌ی دريا خواهد گذشت.


از ادامه‌ی داستانِ اين آينه
اخيرا باز
همين يکی دو ساعتِ پيش از تولدِ اين ترانه بود
که باز
يک نفر شبيهِ تو ... اصلا
دوستت دارم پناهِ بی‌پايانِ هر چه شفا
دوستت دارم عزيزِ بی‌همآغوشِ نزديک من
دوستت دارم نجاتِ ناگهانیِ هرچه کليد!


سید علی صالحی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 16:51  توسط ....  | 

خواب دیدم در ابتدای جاده ای مه گرفته ایستاده ام نه پایان برایم معلوم بود و نه آغاز ترسیده بودم چشمانم را بستم و در فراموش خانه ی دلم به دنبال چیزی برای نجات، بوسه ای شیرین از خاطرم عبور کرد و به یک باره احساس پرواز در من زنده شد روحم همراه آن بوسه از اندوه پاک گردید وجودم مزین به اسمائی شد که تا آن زمان نشنیده بودم سوره ی تبارک و طارق خوانده شد و نسیم صبحدم غبار از جاده ها زدود در من معنا مرده بود و ناگهان کالبدم تمام معناهارا یافته بود نفرت از روحم زدوده شد تغییر مسیر کائنات را حس و باور کردم و می دانی دید چشمانم تغییر کرد و چشمانم این تعبیر را با خود تکرار می کرد تاکنون می دیدی و نمیدی و امروز با وجود بسته بودنت  حتی عمق دریا را می بینی 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 16:7  توسط ....  | 

جبران خلیل جبران جمله ی دلنشینی دارد : "عجیب است اشتیاقم به بعضی از لذت ها بخشی از رنج من است"

روح مرا سیراب کن ، عطش جانم را فرو نشان ، انسانیت را برایم معنا کن ، همواره می پنداشتم دو قطب قدرت در من است  بدی و خوبی یکی قوی و یکی مبارز و موعظ گر امروز که خوب می نگرم من نه اینم نه آن و نه از آنها منفک که من هر دوی آنهایم . که اگر هر کدام بر دیگری غلبه کند باز من نیز در مبارزه ی آنها شریکم گاهی  افتخار نصیب می برم و گاه توفیق و گاه شرم و کاهلی و یاس با این همه این هردو ست که مرا می سازد و معنای انسان به من می دهد . من انسانم گاهی با فضایل انسانی و گاهی با خطاهای انسانی و خطاهایم را بر من ببخش و باز به من بیاموز که من محتاج دانستنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 16:4  توسط ....  | 

زیر نور

                 زیر نور ماه ،ستاره های ریز و درشت  نقره ای ، شبی پر از ترانه و شعرو و ترنم باران  ، صدای پای غوک و زنجره ها نالان ،نشستن چشم در چشم ما،،، من و  مستی نگاه من  که خیره به  آسمان نشسته ام  به  ماه نقره ای  ، که شاید این شب سیاه معجزه ای کند و بگوید که عاشقانه خوانده ام غزل غزل بلد نبوده ام ،   کنار چتر شب سکوت می کنی که بشنوی  صدای قلب خویش  و ناگهان هزار ستاره در وجود تو    نرم و مست  غروب می کنند مسیح وار نشسته ای که شاید این قلم نوشته ای نویسد از سکون رهاندت  ولی نمی شود و باز سکوت می کنی و نگاه می کنی شب است اگر چه آسمان مشوش است ولی پر از ستاره است اگر چه شب به ماه مزین است ولی سلام نیست .تو همچنان  ز   یاد نمی بری  سلام می کنی به ماه نقره ای به خواب خوب خویش به گرمی بهار که نرم می رود به جسم و جان تو به  هر نگاه تازه پشت می کنی  و باز نشسته ای و  عشق را نشانه رفته ای و  همچنان تعبیر دوباره می کنی  تو عشق را شناخته ای اگر چه باز بهشت را به نرمی هبوط باخته ای

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 15:56  توسط ....  | 

سخنان دیروز رییس جمهور :  دست اندکارتمام گرانی در عرصه ی جامعه عده ای دشمن ( البته فرضی ) و خرابکار هستند و گرانی  در عرصه ی مسکن با وجود دستور های مکرر من برای کم کردن نرخ بهره ی بانکی  گوش ندادن مسئولین بانکها می باشد  حرکات موازی در بعضی کارها مثل گمرکات و گرفتن مالیات از بعضی ارگانها و نگرفتن از بعضی دیگر را .......

که باید بگویم جناب رییس جمهور شما یا دغل کار و دروغگوی ماهری هستید که برای سکوت جامعه عوام فریبی می کنید یا باید خوشبینانه بپذیریم که راست می گویید که در این صورت وضع به نفع شما تغییر نمی کند چرا که در مقام رئیس قوه ی مجریه ناتوانی خودتان را بارها در تریبون های ملی فریاد زده اید  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 13:6  توسط ....  | 

نوشته بود در آغاز هیچ نبود من بودم و دستان توانای تو که گل من را می سرشت و روح بلندی که نرم نرمک به خاک می نشست و بر من دمیده می شد تو بودی و من ...تو نیازمند خلق دیگری و من نیازمند خلق تو ،،، و دستان تو که پیکر نوئی را می سرشت حالا تو بودی و او و من که مبهوت نگاه او بودم در منظر آفرینش تو ... آرامشی در چشمی  مخموربا مژگانی سیاه موج می زد . این پیکره از من بود یا از تو روح تو در چشمان او موج می زد نرم نرمک در پیکرم لغزید و من سیب را چشیدم  هبوط به حلاوت و شیرینی و این آرامش می ارزید بهشت ارزانی آنان که عشق را تجربه نکرده اند .

یک سوال خیلی سخت تا بحال فکر کرده اید چرا به خاطر تجربه ی عاشقی آدم از بهشت رانده می شه و وعده ی خدا بهشت و می و حوری برای همون آدم است اگر زاهد و پارسا و مومن  باشه 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 12:33  توسط ....  | 

گمان می کنم تنها فارغ التحصیل رشته خبرنگاری در آموزش و پرورش استان تهران باشم و با مراجعات مکررم برای اعمال مدرک تحصیلیم در این چهارسال فارغ التحصیلیم متوجه شدم جایگاهم در روابط عمومی است  گرچه مدیرکل اداری آموزش پرورش طی نامه ای برایم نوشته است به نظر می رسد مدرک خبرنگاری در آموزش و پرورش کاربردی ندارد و خاص صداو سیما می باشد ( خنده دار نیست ) آن هم در وزارت خونه ای که خبرگزاری مستقل داره و روزنامه هاو نشریات متعدد.... اداره ی ما همه چیش به هم میاد !!! متاسفانه هنوز از مزایای مدرک تحصیلیم بهره مند نشده ام و این چند خط درد و دلی بیش نیست

 دكتر حميد نطقي، بنيانگذار روابط عمومي علمي در ايران حدود 50 سال قبل گفته است كه «هر مديريتي سزاوار همان روابط عمومي است كه دارد. »

اين جمله مشهور دكتر نطقي به معنا و مفهوم ارتباط نزديك مديريت ارشد هر سازمان با دانشي به نام علم ارتباطات در حوزه اطلاع‌رساني ازطريق روابط عمومي حرفه‌اي است.

متاسفانه با اينكه عمر دانش روابط عمومي در سرزمين‌ ما به نزديك پنج دهه مي‌رسد، اما هنوز "روابط عمومي" براي مديران ارشد نظام يك موضوع جدي نيست.  هنوز انتخاب مديران روابط عمومي‌ها از سر تفنن و بدون توجه به تخصص و دانش و تجربه و حتي شخصيت ژني و ظاهري آنها انجام مي‌شود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 15:30  توسط ....  | 

 

امروز این جوک برام اس ام اس شد  می گن احمدی نژاد گفته بابا من نه استاندار بودم نه شهردار نه حتی رییس جمهور من فقط اشتباهی بودم من فقط جو گیر بودم  ......  خدائی سریال این دفعه مهران مدیری بر عکس همیشه که کلی از مصادیق طنز دور بود و من اسمشو گذاشتم آدم ضد فرهنگ این بار برای خودش تو تاریخ طنز کولاک کرد و به یاد ماندنی شد و با مردم آشتی کرد گرچه بیش از هر بار از روحیات نا متوازن ما ایرانیان گفت و در واقع یکی به میخ زد یکی به نعل  اما گمونم چند وقت بعد باید بگیم زنده یاد مهران مدیری  

البته این از جرم صدا و سیما و رسانه ملی  تو یک حکومت توتالیتر دور از دمکراسی چیزی کم نمی کنه  جالبه در چنین جوامعی گاه  خاموش بودن رسانه ها گاهی موجب پیشرفته جالب نیست

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 13:36  توسط ....  | 

دیشب مهمان خونه ی عروسکی یک دوست بودم وای خدا من چقدر خوشبختم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 8:13  توسط ....  | 

 

 

گاه با نیروی تعقل فلسفی و گاه با تخیل شاعرانه ام به بهار می نگرم .بهاری که رویاندن و نو شدن پیام زیبای آن است وگاه با نیروی اراده به استقبال از نو شدن و از نو روییدن و زنده شدن می روم و گاه چون افلیجی دور از اراده به دنبال آنچه از من خواسته می شود پی در پی در شخصیت و ذهنم خویشتن خویش را می کاوم و باز از اینکه اراده همواره چون خادمی خستگی نا پذیر با من است خوشنود می شوم اراده که بر خلاف هوش و خلاقیت و حساسیتها  همواره ثابت است و پا برجا....

بهار که در پس استعاره ها ی کهن هم روشنائی از پس تاریکی و نو شدن از پس مرگ موقت و بیرون کشیدن شیره ی زندگی از اعماق زمین در درون گیاه است را دوست دارم و خواهم داشت  و در این سال سعی خواهم کرد بر بیماری ام چیره شوم و روحم را از انزوا رها سازم تعبیرهای نمادین همه و همه در یک راستا حرکت می کنند و آن هم مبتنی بر آگاهی است .

هیچ کس به بیمار بی خواب که همه شب را در اتاقی تاریک بیدار می ماند به دید نویسنده ای که اتکایش نه به واقعیت جهان بیرون بلکه به آگاهی و اندیشه اش و حافظه اش استوار است دلخوش نخواهد بود .بهار همواره پیام می آورد که هنوز وقت هست باید زنده بود و زندگی را نفس کشید و دوست داشت

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 12:49  توسط ....  | 

آنگاه که تنها شدی و در جستجوی یک تکیه گاه مطمئن هستی بر من توکل کن (نمل آیه ۷۹) آنگاه که نومیدی بر جانت پنجه افکنده و رها نمی شوی به من امیدوار باش (زمر آیه ۵۳) آنگاه که در پی تعالی وکمال هستی نیتت را پاک والهی کن (فاطر آیه ۲۹) آنگاه که سر مست زندگانی و مغرور به آن شدی به یاد قیامت باش (فاطر آیه ۵) آنگاه که دوست داری به آرزویت برسی به درگاهم دعا کن تا اجابت کنم (غافر آیه ۶۰) آنگاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد به یاد من باش(بقره آيه ۱۵۲ )

فاطی جون عیدت مبارک عزیز و دوست داشتنی  مثل همیشه از اینکه باهات آشنا شدم ممنونم هم از خودت هم از خدا

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 11:48  توسط ....  | 

عاشقان عیدتان مبارک باد
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 11:42  توسط ....  |